گفتی دوستت می دارم و...قاعده دیگرشد

تمام لحظه های سعادت می دانستند که دستهای تو ویران خواهد شد
 
 
 

پیوند ها

زندگی ... و دیگر هیچ

فریادبی صدا

... واماعشق

سکوت ۱۴۰۰ ساله

آوای دلتنگی

دلتنگ ناصریا

قناری

بی بهار

مریم

خیزران

نوشته های من(نازلی عزیز)

آسمونی

آسمان غمگین است !

مثل آفتاب (پگاه عزیز)

تنها برای او...( بیتای عزیز)

ترنم باران(نیلوفر عزیز)

شور زندگی (شیرین عزیز)

گنبد مینا

غربت من هرچی که هست...

برخورد نزدیک از نوعی دیگر

ستاره دنباله دار خاطرات ...

هبوط در کویر

قالب وبلاگ

 

مطالب اخیر

شطرنج سرنوشت

اعدام مادر

روح

صلوات

همچون خیال در دل

آرامش

عروسک

دیدار در شب

درنا

قیر شب

ماهی

پس از تو

عید پاک !

آرزوها

پروازدر دود!

ای شط شیرین پر شوکت من...

سهم زن

جلد دوم

مکرر شو!

تنهایی

بوی خاک

ماه تو

چی کار کنم؟

منو یادت میاد امیر؟

مولانا

بگو کجاست؟

اشک تو

عزای ما

آتشی بودم ... بر جا ماندم!

رفتم از یاد

آخرین اندیشه تو

ارکیده

آنروزها که تو بودی...

خشکیده

حرفهای تکراری

خصوصی

...

میدونی چقدر خسته ام؟؟؟؟

قلب تو

منظومه عقاب

آسمان

آخر خط

سلام

به بهانه باران

سپاس

درساغر منی

تو را من چشم در راهم...

گمشده

از کجابایدشروع کرد؟

نمی دونستم!

گورستان

تولدت مبارک

بعد از تو(فروغ فرخزاد)

من یا تو؟

خشنود نیستی؟!

کسی نمی دونه

شده بمانم!

تو نمی توانی!

توراسپاس

آدمک

آشپزی

جای خالی تو

جنگجو

فریاد بی صدا

اشک

دنیای کوچیک

یک نفس

پروانه ای در مشت!

برآنم امشب که...

دلم تنگه واسه اونروزها

من و شداد

من خدای تازه می خواهم!

من سردم است...

چهل روز گذشت...

من داغم هنوز

[ بدون عنوان ]

سحر

وقتی من به تو نیاز دارم...

پرنده رفتنیست....

[ بدون عنوان ]

مرثیه امیر

[ بدون عنوان ]

من به تنهایی خود می‌مانم

اگر تورا می توانستم یک بار دیگر از دور ببینم....

وطن کجاست؟

گفتگوی کودکان با خدا

اینجا هوابارانیست ولی باران نمی بارد....

مبلمان عجیب در پاریس---- دیدنی

یک روش ساده برای داشتن یک زندگی مشترک موفق!

ببخشید

 
 

امکانات جانبی

RSS 2.0
تعداد بازدیدکنندگان : 16877

 
 

Weblog Themes By Pars Theme


ماورای طبیعت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

بوی خاک

امروز لبریز از تنفس یک هوای تازه ام...

آخه دیشب تو اومدی به خوابم

چه دلیلی قشنگتر از حضور عاشقانه ات توی رویاهای من؟

شاهزاده سوار بر اسب و تکسوار من

 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش بحال روزگار

خوش بحال چشمه ها و دشتها
خوش بحال دانه ها و سبزه ها
خوش بحال غنچه های نیمه باز
خوش بحال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش بحال جان لبریز از شراب
خوش بحال آفتاب

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامهء رنگین نمی‌پوشی به کام
بادهء رنگین نمی‌نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تهی است
ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشهء غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ


مشیری

 

راستی نگفتی گلهایی که دیروز روی خاکت پرپر کردمو دوست داشتی نفسم؟ جدأ چه هوایی داره وقتی خودم تنهایی میام اونجا و کنار خاک تو چنبره میزنم و دوتایی با هم اونجا حالو هوامونو عوض میکنیم. من و خیال تو و شاید هم روح تو.

گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد

مارا غم نگار بود مایه سرور

 

یکشنبه 26 خرداد ماه سال 1387 | 14 نظر